تاریخ انتشار: ۱۷:۵۶ - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵

رحمن قهرمان‌پور: پذیرش یادداشت تفاهم به معنای توافق قطعی نیست | احتمال توافق قطعی ۵۰ درصد است

این که بر اساس اطلاعات رسانه ای تایید نشده چنین شروطی وجود دارد، لزوما تایید کننده این نیست که شروط مذکور محقق خواهند شد. فعلا در مرحله ادامه وضعیت تعلیق موجود قرار داریم. همه نیروهایی که مخل شکل گیری توافق بودند، از جمله اسرائیل همچنان در این زمینه فعال هستند و با توجه به این وضعیت حساس باید دید منطق ایران و آمریکا برای پذیرش یادداشت تفاهم، چیست.

رحمن قهرمان‌پور: پذیرش یادداشت تفاهم به معنای توافق قطعی نیست | احتمال توافق قطعی ۵۰ درصد استرویداد۲۴|  همزمان با انتشار خبرهایی درباره صدور یک یادداشت تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا در راستای تمدید آتش‌بس و آغاز مذاکرات جدید، گمانه‌زنی‌های متعددی درباره بندهای احتمالی این تفاهم و آنچه طرفین می‌پذیرند مطرح است. مسئله تنگه هرمز، اموال بلوکه‌شده ایران و تحریم‌ها از مهم‌ترین موضوعاتی هستند که اکنون مطرح می‌شوند. افزون بر این، چگونگی تفاهم طرفین درباره اورانیوم ۶۰ درصدی ایران نیز مورد بحث است.

به گزارش فرارو، دکتر رحمن قهرمان‌پور، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با فرارو پالس‌های موجود درباره مذاکرات، مسائل هسته‌ای و احتمالات پیش‌رو را بررسی کرده است:

گزارش‌ها از توافق اولیه‌ای حکایت دارند که شامل توقف موقت غنی‌سازی در ازای آزادسازی دارایی‌های مسدودشده است. آیا این مدل، یک «توافق اولیه» واقعی است یا تعلیق موقت تنش؟

رحمن قهرمان‌پور: آنچه اکنون مطرح است با اصطلاح حقوقی «یادداشت تفاهم» شناخته می‌شود. بنابراین باید توجه داشت که اکنون درباره توافق صحبت نمی‌شود. یادداشت تفاهم برای ادامه آتش‌بس، یا به عبارتی ادامه وضع موجود، منعقد می‌شود؛ اما می‌تواند شامل برخی اضافات نسبت به مرحله قبلی نیز باشد. برای مثال، آمریکا محاصره دریایی را بردارد، ایران رفت‌وآمد در تنگه هرمز را آزاد کند، و سپس مسائل جدی‌تری که میان طرفین مورد مناقشه است بررسی شود. مسئله هسته‌ای، ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، غنی‌سازی ایران، تحریم‌ها و اموال ایران، در مراحل بعدی می‌توانند جدی‌تر مورد مذاکره قرار گیرند. بنابراین اکنون درباره همه مسائل جدی توافقی حاصل نمی‌شود. فعلاً آنچه مطرح است، رفع محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده و رفع انسداد تنگه هرمز از سوی ایران است.

پس از آن‌که اقدام اولیه توسط طرفین انجام شد، دو طرف توافق می‌کنند که در فاصله ۳۰ تا ۶۰ روز تمدید آتش‌بس، روی موضوعات مورد اختلاف گفت‌وگو کنند. بسیار مهم است که به این بخش توجه ویژه داشته باشیم: ممکن است این گفت‌وگوها به نتیجه قطعی برسد و ممکن است اصلاً به نتیجه نرسد. اگر ترامپ با آنچه در جریان است موافقت کند، به معنای دقیق کلمه، ادامه وضع موجود یا ادامه همان آتش‌بسی است که اکنون نیز برقرار است.

توافق احتمالی شامل توقف موقت غنی‌سازی، آزادسازی دارایی‌ها و یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات بعدی است. آیا این ساختار «مرحله‌بندی‌شده» واقعاً به نفع ایران است؟

رحمن قهرمان‌پور: مسئله این است که هم ایران و هم آمریکا باید در مدت‌زمان تعیین‌شده روی شروط یکدیگر وارد مذاکره شوند. این‌که فعلاً تفاهم داشته باشند که نیاز به مذاکره وجود دارد، لزوماً به این معنا نیست که حتماً توافقی هم رخ خواهد داد. تمایز میان مفاهیم اهمیت دارد. شاید رسانه‌ها اکنون از عبارت «توافق» استفاده کنند، اما «تفاهم» کلمه دقیق‌تری است. توافق بار و معنای حقوقی سنگینی دارد؛ یعنی کار خاتمه یافته است. اما تفاهم یعنی موضوع هنوز خاتمه نیافته و قرار است درباره مسائل مورد مناقشه در بازه زمانی معینی مذاکره صورت گیرد.

آیا آمریکا ایران را در موضع ضعف ارزیابی می‌کند؟ ایران اکنون چه اهرم‌های واقعی‌ای در اختیار دارد که این ارزیابی را تغییر دهد؟ نقش تنگه هرمز در مذاکرات چقدر جدی است؟

رحمن قهرمان‌پور: واقعیت این است که با توجه به سوابق مذاکرات ایران و ایالات متحده و آنچه در مراحل پیشین، از جمله آخرین دور در اسلام‌آباد، دیدیم، باید محتاطانه پیش رفت. تجربه این مذاکرات نشان می‌دهد که نوسان همیشه وجود داشته؛ بارها اعلام شده مسائل در حال حل‌شدن است، اما در نهایت هیچ مسئله‌ای حل نشده است. اکنون نیز شکاف و اختلاف میان ایران و آمریکا در موضوعات گوناگون بسیار زیاد است. این‌که در بازه زمانی تعیین‌شده — با فرض دقیقاً دو ماه — گشایشی رخ خواهد داد، به شکل قطعی قابل پیش‌بینی نیست.

در چنین شرایطی، احتمال شکست مذاکرات چقدر است؟

رحمن قهرمان‌پور: از دید من، حتی اگر اتفاق خاصی هم رخ ندهد، احتمال رسیدن طرفین به توافق قطعی چندان زیاد نیست و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ۵۰ درصد است. همه چیز به ارزیابی‌های طرفین بستگی دارد. آنچه آمریکا می‌خواهد کاهش فشار بر تنگه هرمز و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی است. به لحاظ داخلی، آمریکا با مشکلات اوراق قرضه بهادار روبه‌رو است و برخی کشورها از جمله ژاپن قصد فروش آن‌ها را دارند که می‌تواند برای ایالات متحده تبعات گسترده‌ای داشته باشد.

اگر این توافق شکست بخورد، سناریوی بعدی چیست؟ اسرائیل چه نقشی در این معادله دارد؟

رحمن قهرمان‌پور: اگر ترامپ حمله را به تأخیر انداخته، می‌تواند تا حدودی بُعد فنی داشته باشد؛ شاید احساس کرده که هنوز آمادگی حمله جدید را به لحاظ فنی ندارد و در این بازه ۶۰ روزه می‌تواند دوباره آماده شود. ایران نیز به صحنه شکل‌گرفته به عنوان یک تضمین قطعی نگاه نمی‌کند و در تلاش است بار دیگر آمادگی نظامی خود را تقویت کند. سیاست ایران این است که اورانیوم ۶۰ درصدی را تا جایی که می‌تواند به خارج از کشور منتقل نکند و غنی‌سازی صفر را نپذیرد. این‌که بر اساس اطلاعات تأییدنشده رسانه‌ای چنین شروطی وجود دارد، لزوماً به معنای تحقق آن‌ها نیست. فعلاً در مرحله ادامه وضعیت تعلیق موجود قرار داریم. همه نیروهایی که مخل شکل‌گیری توافق بودند، از جمله اسرائیل، همچنان در این زمینه فعال هستند. با توجه به این وضعیت حساس باید دید منطق ایران و آمریکا برای پذیرش یادداشت تفاهم چیست. پس از روشن شدن استدلال‌های طرفین، می‌توان گمانه‌زنی کرد که امکان توافق بیشتر است یا امکان تنش. این موضوع در بازه زمانی کوتاهی مشخص خواهد شد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما